پيشگامى عمار و پدر و مادرش ، شكنجه و شهادت آنها را در روزگارى كه اسلام يار و ياورى نداشت ناديده انگاشت ! آيا اين ابن مسعود و ابو ذر بودند كه پس از پيامبر ( ص ) منكر پيش آوردند يا عثمان ؟ پاسخ اين پرسشها را در فرمايش امام ( ع ) مىيابيم كه به ابو ذر مىفرمايد : « اى ابو ذر ! همانا تو براى خدا به خشم آمدى ، پس اميد به كسى بند كه به خاطر او خشم گرفتى . اين مردم بر دنياى خود از تو ترسيدند . بديشان واگذار و با آنچه از آنان بر آن ترسيدى رو به گريز در آر . بدانچه آنان را از آن بازداشتى چه بسيار نياز دارند و چه بىنيازى تو بدانچه از تو باز مىدارند و به زودى مىدانى كه فردا سود برنده كيست و آن كه بيشتر بر او حسد برند چه كسى است . اگر آسمانها و زمين بر بندهاى ببندد و او از خدا بترسد براى وى ميان آن دو برون شوى نهد . جز حق مونس تو مباشد و جز باطل تو را نترساند . اگر دنياى آنان را مىپذيرفتى ، تو را دوست مىداشتند و اگر از آنان به وام مىگرفتى امينت مىانگاشتند . » « 1 » ابو ذر سنتهايى ( از پيامبر ) را مىديد كه رو به مرگ بودند و بدعتهايى ( از جاهليت ) را مشاهده مىكرد كه ديگر بار زاييده مىشدند ، پس قرار از كف داد و مردم را به بازگشت به قرآن و سنت پيامبر ( ص ) فراخواند . عثمان تلاش كرد با مال او را به اردوگاه خود كشاند و هرچه بيشتر در اين كار پافشارى مىورزيد ، خوددارى ابو ذر افزونتر مىگشت ، زيرا دين به زر خريده نمىشود بلكه
هامش
الاستيعاب : 4 / 1655 و 1896 ، الاصابة : 7 / 129 ، كشف الخفاء : 2 / 231 ح 2173 ، تدريب الراوى : 1 / 94 .
( 1 ) - نهج البلاغه : خ 130 .