( 1 )
خطاى ابن عنبه
از خطاهاى فاحش ، مطلبى است كه « ابن عنبه نسابه » ذكر نموده مبنى بر اينكه حر ، مىخواست امام را مجبور سازد كه به كوفه وارد شود ، ولى امام نپذيرفت و راه خود را به طرف شام به سوى يزيد بن معاويه تغيير داد و هنگامى كه به كربلا رسيد ، او را از حركت بازداشتند و سى هزار نفر به فرماندهى « عمر بن سعد » به سوى او فرستاده ، خواستند او را به كوفه ببرند تا از عبيد اللّه بن زياد اطاعت كند ، ولى او خوددارى كرد و رفتن به سوى يزيد را برگزيد ، آنان مانع وى شدند و با او به جنگ پرداختند « 1 » .
( 2 ) هيچيك از مورّخان ، اين سخن را نپذيرفته و اتفاق نمودهاند كه امام بر تصميم خود مبنى بر عدم بيعت با يزيد باقى ماند و اگر مىخواست با يزيد بيعت كند ، باب جنگ با وى را نمىگشود و در برابرش شمشيرها را نمىكشيد .
( 3 )
خطبهء امام عليه السّلام
هنگامى كه كاروان امام به « بيضه » رسيد ، آن حضرت عليه السّلام خطبهاى براى حرّ و همراهانش ايراد كرد و انگيزههاى خود را در قيام بر ضد يزيد بيان نمود و آن قوم را به يارى خويش فرا خواند و پس از حمد و ستايش خداوند ، فرمود :
« اى مردم ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر كس سلطان ستمكارى را ببيند كه حرام خدا را حلال كرده و پيمان خدا را شكسته و مخالف سنت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گشته و با بندگان خدا به گناه و تعدى عمل نموده ولى به عمل يا به سخن ، بر ضد
هامش
( 1 ) عمدة الطالب ، ص 192 .