( 1 ) نيز « سترثمان » گفته است : « خون حسين كه با شمشيرهاى نيروهاى دولتى جارى شد ، هستهاى شد كه عقيدهء شيعى را بيش از خون على كه به دست توطئهگر خارجى ، ريخته شد ، روياند » .
( 2 ) « شيخ شوشترى » گفته است : « اگر حضرت حسين ، اين مصيبتها را متحمل نمىشد ، براى شيعيان ، دينى ظاهر نمىگرديد ؛ زيرا بنى اميّه هنگامى كه بر كشور مستولى شدند و فساد به بار آوردند و در پنهان نمودن حق ، كوشيدند تا آنجا كه امر را بر مردم مشتبه ساختند و سبّ على را از اجزاى نماز قرار دادند و در اذهان مردم وارد ساختند كه بنى اميّه ائمهء اسلام هستند و اين امر ، در اذهان مردم ، از روزگار كودكيشان ثابت گشت ، چون آنان اين مطلب را به معلّمان سپردند تا كودكان را در مكتبها و مدارسشان با آن تغذيه كنند و مردم به حقيقت ، معتقد گشتند كه اينها ائمهء دين مىباشند و مخالفت با آنان ، گمراهى است . . . و هنگامى كه حضرت حسين با آن كيفيت به قتل رسيد و خانوادهاش اسير گشتند ، مردم به خود آمدند كه اگر اينان ، رهبران حق بودند ، اين كار را نمىكردند . اين عمل آنان با دين ، مذهب و عدالت و حتى با ستم ستمكاران نيز مطابقت ندارد » « 1 » .
( 3 ) آن خونهاى پاك ، روح وفادارى و اخلاص نسبت به اهل بيت را نزد اكثريت مسلمين ، تزكيه نمود و در آن روزگار ، بسيارى از كسانى كه موضع بىطرفى در ميان احزاب درگير نبرد براى رسيدن به حكومت ، گرفته بودند ، در زير لواى آنان درآمدند « 2 » . آنچه از مصيبتهاى هولناك بر ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جارى شد ، عقلها را سرگردان ، خردها را آشفته و هر موجود زندهاى را سراسيمه كرده بود .
هامش
( 1 ) خصائص الحسين ، ص 89 .
( 2 ) اتجاهات الشعر العربى ، ص 30 .