( 1 ) اما نشانههاى شكست اموى پس از كشته شدن امام عليه السّلام عبارتند از :
الف - جدا شدن آنان از واقعيّت اسلام
كشتار هولناك كربلا ، امويان را از محدودهء اسلام ، خارج ساخت و ثابت نمود كه آنان همچنان بر بتپرستى و جاهليتشان باقى ماندهاند ؛ زيرا آنچه بر خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد آمد از نابودى فراگير پس از محروم ساختن آنان از آب به وسيلهء فرماندهى نظامى ، گرفته تا تكّهتكّه كردن ريحانه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله پس از قتل و اسير كردن آزادزنان نبوّت و بانوان وحى كه آنان را از شهرى به شهرى مىگرداندند در حالتى كه ديدن آن ، موى بر بدنها راست مىكرد تا شكست خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نشان دهند و انتقامجويى خود را از آنان ، در برابر افكار عمومى ، عيان سازند و شعرى كه يزيد به آن تمثل جست و در آن ، نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را منكر شد و اينكه وى عترت را به انتقام خون كسانى از امويان كه در واقعهء بدر كشته شدند ، نابود ساخت ، همهء اين امور ، امويان را از هر سرشت اسلامى ، خارج ساخت و خروجشان از دين را مدلّل نمود .
( 2 )
ب - عموميّت يافتن انتقاد و اعتراض بر آنان
از نشانههاى شكست شديدى كه امويان بدان دچار شدند ، عموميت يافتن انتقاد و اعتراض بر آنان در همهء محافل بود ؛ زيرا امواج خروشانى از اعتراض بر يزيد - حتى از خانواده و خاندانش - بپاخاست كه از اين امر به شدت پريشان گشت و بر آنچه مرتكب شده بود ، پشيمان شد و رابطهء ميان وى و ميان فرزند مرجانه - بنا به گفته مورخان - به تيرگى گراييد .
( 3 )
ج - انتقال خلافت از بنى اميّه
انقلاب امام ، حكومت اموى را دچار شكست ساخت و همهء نشانههايش را درهم كوبيد و آن را گرفتار جوّى از انقلابات پىدرپى نمود كه