( 1 )
به وجود آوردن شعور اجتماعى
نهضت امام در ايجاد شعور اجتماعى و آفرينش روح انقلابى در دلها ، مؤثر بود ، زيرا امّت ، به صورتى كامل دگرگون گشت و پس از آنكه در خاموشى به سر مىبرد ، مسلّح به قدرت ايمان و نيروى عزم و تصميم شد و از همهء منفىگراييهايى كه بر آن دست يافته بود ، رها شد و به مطالبهء حقوق خود و تلاش پيگير براى سرنگونى حكومت اموى پرداخت و سخاوتمندانه به تقديم قربانيانى در قيامهايى پىدرپى كه نشانگر خشم خروشان و ناخرسندى كامل آنان نسبت به بنى اميّه بود ، پرداخت ، ديگر اثرى از ترس و پريشانى در ميان آنان باقى نماند تا آنجا كه مظاهر غرور اموى را درهم نورديد و جبروت و طغيان امويان را بر انداخت .
( 2 ) انقلاب امام حسين عليه السّلام مفهوم ترس و سرسپردگى را كه بر امّت حاكم شده بود ، به اصول انقلاب ، مبارزه و آزاديخواهى از بند ذلّت و بردگى مبدل ساخت ؛ زيرا امام ، نيرويى برانگيزنده به آنان داد و روح انقلابى براى خيزش جهت نبرد با ظلم و ستم را به ايشان بخشيده بود .
( 3 )
شكوفا نمودن استعدادها
از رهاوردهاى انقلاب حسينى ، اين بود كه استعدادها و شايستگيها را شكوفا ساخت و نيروهاى عظيمى از ادبيات برجسته در طليعهء ادبيات جهان از نظر لطافت ، برجستگى و زيبايى ، آشكار شد .
( 4 ) ادبيات انقلاب حسينى ، برجستهترين مواردى را شامل شد كه ادبيات سياسى در اسلام ، دربرگرفته است ؛ زيرا در آن ، معادن سرشارى وجود دارد كه از پرفيضترين و هنرمندانهترين سرچشمههاى فكرى به شمار مىآيند ، از