گرفته و صداى گريه و شيون از آنان بلند شده بود . وقتى كه به مسجد نبوى رسيدند ، بزرگ بانوى خاندان ابو طالب ، دو سوى در مسجد را گرفت و خطاب به جدش ، حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : « اى جد من ! خبر كشته شدن برادرم حسين را براى تو آوردهام » . « 1 »
( 1 ) دختران رسول خدا ، به سوگ نشستند و ماتم عزاى سيد الشهدا را برپا نموده ، جامههاى سياه بر تن كرده ، و با اندوه فراوان به سوگوارى پرداختند .
( 2 )
پاداش دادن به نگاهبانان
بانوان خاندان علوى از رئيس نگهبانان تشكر كردند ؛ زيرا از دمشق تا مدينه ، آنان را سرپرستى نموده و خدمات ارزشمندى در حق آنان كرده بود كه پاداش دادن به او را لازم مىنمود ، فاطمه دختر امام امير المؤمنين عليه السّلام به خواهرش زينب گفت : « اين مرد ، در حق ما نيكى كرده است ، آيا در نظر دارى كه پاداشى به وى بدهيم ؟ » .
- « به خدا ! چيزى همراه ما نيست كه به او ببخشيم ، بجز زيورمان » .
- « آرى ، سخن شما درست است » .
آنگاه دو دستبند و دو النگوى خود را آوردند و آنها را براى وى فرستادند و مؤدبانه عذرخواهى نمودند .
( 3 ) آن مرد از اين كرامت فراگير متأثر شد ، او مىدانست آنان در چه حالى از تنگدستى شديد هستند ، آنها را به آنان بازگردانيد و با احترام گفت : « اگر آنچه را انجام دادهام ، براى دنيا مىبود ، اينها مرا راضى مىساخت ولى به خدا ! اين كار را
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل ، ص 374 - 377 .