تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
داد « 1 » و اشكش هيچ‌گاه نمىخشكيد و از گريستن ، آرام نمىشد ، هرگاه برادرزاده‌اش ، حضرت زين العابدين عليه السّلام را مىديد ، غم و اندوهش فزونى مىيافت « 2 » در حالى كه مصيبتها قلبش را شكافته به صورت كالبدى خشك شده بود كه پس از آن فاجعه ، جز دو سال زنده نماند تا اينكه روحش به ملأ اعلى پيوست . ( 1 )

به سوگ نشستن رباب

« رباب » ، همسر حضرت حسين عليه السّلام به شدت براى حضرت سوگوار شد و به اندوهى عميق گرفتار گرديد . آنچنان وفادار بود كه همانندش ديده نشده است ؛ زيرا اشراف قريش او را خواستگارى نمودند ، ولى وى خوددارى نمود و گفت : من بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پدر شوهرى نمىگزينم ، پس از آن حضرت ، يك سال باقى ماند ، در زير سقفى نرفت تا اينكه به اندوه ، درگذشت « 3 » ، ( 2 ) مورخان مىگويند : وى مرثيهء اندوهبارى در رثاى حضرت سرود و گفت :
ان الذي كان نورا يستضاء به * بكربلا قتيل غير مدفون سبط النبى جزاك اللّه صالحة * عنا و حبيت خير الموازين قد كنت لى جبلا صعبا ألوذ به * و كنت تصحبنا بالرحم و الدين من لليتامى و من للسائلين و من * يغنى و يأوي اليه كل مسكين و اللّه لا ابتغي صهرا بصهركم * حتى اغيب بين الرمل و الطين « 4 »
هامش
( 1 ) الوافى في المسألة الشرقية 1 / 43 . ( 2 ) عبد اللّه ، مقتل الحسين عوالم 17 / 424 . ( 3 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 88 . جواهر المطالب 2 / 295 ( 4 ) الاغانى 16 / 142 .