تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
و كدام دل ، به خاطر او غمگين نشود و كدام چشم از شما اشكش را نگه مىدارد و ريزش آن را دريغ مىنمايد كه هفت آسمان بزرگ به خاطر كشته‌شدنش گريه كردند ، درياها با امواجشان ، آسمانها با اركانشان ، زمين با اطرافش ، درختان با شاخ‌هايشان ، ماهيها در گردابهاى درياها و فرشتگان مقرب و همهء اهل آسمانها گريسته‌اند . ( 1 ) اى مردم ! كدام قلب باشد كه براى كشته‌شدن وى شكسته نشود و كدام دل ، برايش نسوزد و كدام گوش است كه اين صدمه را كه در اسلام واقع شده ، بشنود و كر نگردد . ( 2 ) اى مردم ! ما اينك آوارگانى طرد شده ، و رانده گشته ، و دور از شهرها شده‌ايم ، گويى كه فرزندان ترك و كابل هستيم ، بدون اينكه گناهى مرتكب شده و يا ناپسندى را انجام داده و يا شكافى در اسلام به وجود آورده باشيم ، اين را در پدران پيشين خود نشنيده‌ايم ، اين چيزى جز كارى ساختگى نيست ، به خدا ! اگر پيامبر آن‌گونه كه در حق ، ما به آنها وصيّت فرمود ، جنگ كردن با ما را به آنان دستور مىداد ، بر آنچه با ما كردند ، چيزى را نمىافزودند ، پس انا للّه و انّا اليه راجعون ، از مصيبتى كه چه عظيم ، فجيع ، گيرا ، زشت ، تلخ و سنگين است ، ما مصيبتهايمان و هر چه به ما رسيده را نزد خداوند منظور مىداريم كه وى عزيز و انتقام‌گيرنده است » . ( 3 ) امام ، در سخنرانى خود به مصيبتهاى سياهى كه خاندان نبوت از آنها رنج برد و ظلم هولناكى كه بر آنها جارى شد ، سخن گفت . . . « صعصعه » به سوى آن حضرت روى آورد و به سبب اينكه بيمار بود ، عذرها خواست ، امام ، عذرش را پذيرفت و بر پدرش رحمت فرستاد . پس از آن ، امام به همراه عمّه و خواهرانش به سوى مدينه حركت كرد ، در حالى كه جمعيت فراوان مردم دور آن حضرت را