تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
مىگوييم : « پروردگارا ! ما به خود ستم كرده‌ايم و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى ، از زيانكاران خواهيم بود » . ( 1 ) آنگاه سخت بىتاب گشت و چنين سرود :
اقول و زادنى حنقا و غيظا * ازال اللّه ملك بنى زياد و ابعدهم كما بعدوا و خافوا * كما بعدت ثمود و قوم عاد و لا رجعت ركائبهم اليهم * اذا وقفت يوم التناد « 1 » .
« مىگويم : در حالى كه كينه و خشمم افزون گشته است ، خداوند حكومت بنى زياد را نابود سازد » . « و آنان را دور گرداند كه دور شدند و هراسان گشتند آن‌گونه كه ثمود و قوم عاد ، دور شدند » . « و شترهايشان به سويشان بازنيايند ، آنگاه كه در روز فريادرس ايستاده‌ايد » . گريه و زارى ، عموميت يافت و عزادارى و اندوه در همهء مناطق مدينه ، منتشر گشت و بيش از آن روز ، گريه كننده‌اى ديده نشده بود . ( 2 )

عزادارى عبد اللّه بن جعفر

« عبد اللّه بن جعفر » ماتمى براى سوگوارى عموزاده‌اش حسين عليه السّلام بپاكرد ، مردم بر او وارد مىشدند و او را در آن مصيبت دردناك ، تسليت مىگفتند . مورخان مىگويند : عبد اللّه ، غلامى داشت كه او را « ابو السلاسل » مىگفتند ، او به عبد اللّه گفت : « اين است آنچه از حسين به ما رسيد ! ! » .
هامش
( 1 ) مجمع الزوائد 9 / 199 . طبرانى ، المعجم الكبير 3 / 126 - 127 .