بوده است » « 1 » .
فرستادهء ابن زياد ، خبر كشته شدن حضرت حسين عليه السّلام را به حاكم رساند و وى خوشحال و شادمان گشت و گفت : « مصيبتى در برابر مصيبت عثمان ! » « 2 » .
« اشدق » ، دستور داد تا آن خبر را ميان مردم منتشر سازند . مردم ، پريشان خاطر گشته ، در حالى كه گريه آغاز نموده بودند ، به سوى مسجد نبوى به راه افتادند تا از جزئيات اين خبر دردناك ، آگاه شوند .
( 1 )
سخنرانى اشدق
« عمرو بن سعيد اشدق ستمگر » ، بالاى منبر رفت و در حالى كه از قتل امام عليه السّلام شادمانه پاهايش را تكان مىداد ، كينهها و دشمنيهاى خود را آشكار ساخت و گفت : « اى مردم ! اين برخوردى در مقابل يك برخورد و ضربهاى در برابر يك ضربه ، چه بسيار خطبه كه در برابر خطبهاى باشد ،
حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ
« 3 » ، او ما را ناسزا مىگفت و ما او را مىستوديم ، از ما مىبريد و ما به او مىرسيديم ، همچون عادت ما و عادت او ، ولى چه كنيم با كسى كه بر ما شمشيرش را مىكشد و كشتن ما را مىخواهد جز اينكه او را از خود دور كنيم ! ! » .
( 2 ) « عبد اللّه بن سائب » سخنش را كه در آن به كشتن ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اظهار شماتت كرده بود ، بر او قطع كرد و به او گفت : « اگر حضرت فاطمه زنده
هامش
( 1 ) عبد العزيز سيد الاهل ، زينب بنت على ، ص 152 .
( 2 ) عبد اللّه ، مقتل الحسين . عوالم 17 / 389 . مقرم ، مقتل ، ص 335 .
( 3 ) حكمت بالغه خداست و او اين پس اندوز و بند سودى نخواهد بخشيد ( قمر - 5 ) .