خداوند آنچه را ديدى ، حكم فرمود . پسرم ! هر نيازى دارى برايم بنويس « 1 » ، در ميان قوم تو امورى خواهد بود ، پس در هيچكدام همراه آنان داخل مشو » « 2 » .
امام عليه السّلام از او روى برتافت و پاسخى به او نداد ؛ زيرا واقعيت عذر خواهىاش را دانسته بود كه براى فرار از ننگ و فضيحتش بود .
( 1 )
عرضه نمودن اموال بر اهل بيت عليهم السّلام
يزيد ستمگر ، دستور داد تا سفرههايى از ابريشم در مجلسش بگسترانند و بر آنها اموال فراوانى را فرو ريزند و آنها را به اهل بيت تقديم كرد تا به عنوان ديهاى براى كشتگان آنان و عوضى براى اموال آنان باشد كه در كربلا به تاراج رفته بود ، پس گفت : « اين مال را به جاى آنچه بر شما رسيده است ، برداريد ! » .
( 2 )
پاسخ حضرت ام كلثوم عليها السّلام
خواهر حضرت حسين عليه السّلام حضرت ام كلثوم عليها السّلام به درد آمد و خشمگين شد و بر او فرياد زد : « چه اندك است شرم تو ! و چه پررو هستى ! برادر و اهل بيت مرا مىكشى و به جاى آنان به من عوض مىدهى » « 3 » .
حضرت سكينه گفت : « به خدا ! شخصى را سنگدلتر از يزيد نديدهام ، كافر يا مشركى را بدتر از او و يا جفاكارتر از او نيافتهام » « 4 » .
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 87 - 88 .
( 2 ) تذهيب التهذيب 1 / 157 .
( 3 ) عبد اللّه بن نور اللّه ، عوالم امام حسين عليه السّلام 17 / 422 - 423 .
( 4 ) همان 17 / 396 .