و ريشهكن كردن اصل آنان و اسير نمودن زنانشان پرداختند ، آيا سزاى شخص رهايىبخش و آزاد كنندهء آنان ، بايد چنين باشد ؟
( 1 )
نوحهسرايى بر حضرت حسين عليه السّلام
دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن ستمگر خواستند تا براى آنان خانهاى در نظر گيرد تا در آن ، ماتمى براى سيد الشهداء عليه السّلام برپا نمايند ، زيرا اندوه ، دلهايشان را شكافته بود و نمىتوانستند غم و اندوه عظيم و داغ دلهايشان را از ترس مأموران ستمگر ، ابراز نمايند ، همانها كه تلاش كرده بودند تا آنان را از گريه كردن و نوحهسرايى بر ابا عبد اللّه عليه السّلام بازدارند ؛ زيرا از امام زين العابدين عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : « هرگاه چشم كسى از ما اشكبار مىشد ، با نيزه بر سر او مىكوبيدند » .
( 2 ) يزيد ، اين درخواست را پذيرفت و خانهاى را براى آنان خالى كرد ، آنگاه ، هيچ زن هاشمى يا قريشى باقى نماند مگر اينكه در سوگ حسين عليه السّلام جامهء سياه بر تن كرده و دختران رسالت ، هفت روز به نوحهسرايى پرداخته و با سوز دل بر سيد الشهداء عليه السّلام سوگوارى كردند « 1 » و بر ستارگان درخشان خاندان عبد المطلب ، نوحه سرودند كه زمين از داغ اشكهايشان به سوز آمد .
( 3 )
پاداش دادن به فرزند مرجانه !
يزيد ستمگر ، فرزند مرجانه را به خاطر كشتن ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سپاس گفت و در تقدير و بزرگداشت وى كوشيده او را براى حضور نزد وى در
هامش
( 1 ) عبد اللّه ، مقتل الحسين .