زيرا با كشتن وى ، مرا نزد مسلمانان ، دشمن ساخت و در دلهاى آنان دشمنى نسبت به مرا كاشت كه نيكوكار و بدكار مرا به خاطر اهميت كشته شدن حسين در ميان مردم ، دشمن داشتهاند مرا با فرزند مرجانه چه كار ؟ خداوند او را لعنت كند و بر او خشم گيرد « 1 » » .
( 1 ) گمان غالب اين است كه وى اين را گفت تا خود را در برابر مسلمين ، تبرئه كند ، اگر از صميم قلب ، پشيمان بود ، از او انتقام مىگرفت ، او را بر كنار مىكرد ، از او سپاسگزارى نمىنمود و عطاى بسيار به وى نمىداد و او را نزديك نمىگردانيد كه اين كار بر خشنودى و عدم پشيمانى وى در آنچه مرتكب شده بود ، دلالت دارد .
( 2 )
منتقدان و معترضان
مسلمانان و ديگر افراد ، به شدت بر يزيد خشم گرفتند ؛ زيرا او ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كشته بود . گروهى از آزادانديشان بر او انتقاد كردند كه بعضى از آنان عبارتند از :
( 3 )
1 - نمايندهء پادشاه روم
نمايندهء پادشاه روم ، در مجلس يزيد بود ، هنگامى كه سر امام را در برابر او ديد ، از اين امر در شگفت شد و به او گفت : اين سر چه كسى است ؟
- سر حسين است .
- حسين كيست ؟
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 460 ، 461 و 462 ، ابن اثير ، تاريخ 4 / 87 .