يك سال به ابن زياد داد « 1 » . در دوستى وى كوشيد و او را بر زنان و عيالش وارد ساخت « 2 » .
( 1 ) هنگامى كه برادرش ، مسلم بن زياد بر يزيد وارد شد ، او را گرامى داشت و به احترام برادرش عبيد اللّه ، او را بزرگ شمرد ، به وى گفت : « محبت شما بر خاندان ابو سفيان ، واجب شده است » .
( 2 ) او را يك روز تمام ، نديم خود قرار داد و ولايت سرزمين خراسان را به وى واگذار كرد « 3 » . وى از خاندان زياد ، به خاطر نابود كردن خاندان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سپاسگزارى كرد و گمان داشت كه آنان براى وى قدرت و حكومت را آسان نمودهاند و نمىدانست كه آنها مملكتش را ويران كرده و قدرتش را از بين برده و رسوايى و ننگ را براى او جاويد ساخته بودند .
( 3 )
پشيمان شدن يزيد ستمگر
پس از آنكه مسلمانان ، آن ستمگر را به جهت كشتن ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مورد انتقاد شديد قرار دادند ، از اين امر پشيمان گشت و تلاش نمود تا گناه آن جنايت را به فرزند مرجانه بچسباند و پيوسته مىگفت : « بر من چه مىبود اگر رنج را تحمل مىكردم و او ( حضرت حسين ) را همراه خودم در خانهام قرار مىدادم و در آنچه مىخواست ، حاكم مىنمودم ، هر چند در اين كار بر من انتقادى مىبود و در قدرتم ، سستى پيش مىآمد ، به خاطر نگه داشتن حرمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مراعات حق و قرابت وى . خداوند فرزند مرجانه را لعنت كند ؛
هامش
( 1 ) مرآة الزمان فى تواريخ الاعيان ، ص 106 .
( 2 ) ينابيع المودة 1 / 149 . الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 85 .
( 3 ) الفتوح 5 / 254 .