( 1 ) حضرت زينب ، با اين سخنان ، پردهاى را كه يزيد با آن خود را پوشانده بود كه حسين و اهل بيتش را كشته بود به اين بهانه كه آنان خارجى بودند و بر امام زمانشان قيام كردهاند ، به كنارى زد ، آن پليد ، قادر بر جواب نبود و در حالى كه غرق در خشم و كينه بود ، گفت : « دروغ گفتى اى دشمن خدا ! » .
خواهر حسين ، جوابى نيافت كه ياوهگوييها يزيد را با آن پايان دهد جز اينكه گفت : « تو امير مسلّطى هستى ، به ستم ناسزا مىگويى و با قدرتت ظلم مىكنى » .
( 2 ) خشم آن ستمگر فرونشست و سر به زير افكند ، آن مرد شامى سخنش را خطاب به يزيد بازگفت و آن خواسته را تكرار كرد ، يزيد بر او فرياد كشيد :
« خداوند مرگى كشنده به تو ببخشد » « 1 » .
( 3 ) حضرت زينب ، در آن محنتهاى جانفرسا ، نيروهاى ذاتىاش را حفظ كرد و با ارادهاى استوار و آگاهانه كه از جدش ، حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ارث برده بود ، با دشمنان اسلام به مقابله ايستاد .
( 4 ) يكى از نويسندگان مىگويد : « حضرت زينب ، با وجود ضعف و ناتوانىاش ، نخستين پيروزى قاطع را بر ستمگران - كه در تسلط و قدرت خود بودند - محقق ساخت ؛ زيرا پىدرپى ، يزيد را مجبور به سكوت مىكرد ، در حالى كه براى همگان ، نادانىاش را آشكار مىساخت ، همچنانكه كم اطلاعى او را در امور دين ، بيان نمود ؛ زيرا زنان مسلمانان را به هيچ وجه نمىتوان اسير به حساب آورد و مانند اسيران جنگى با آنها رفتار كرد .
( 5 ) گمان غالب اين است كه اين سخن ، از آن مرد شامى ، سر آغاز انتقاد از يزيد و آغازى براى گسترش آگاهى در ميان شاميان بود نشانهاش اين است
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 86 .