تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
« ما با پاك شمردن خود ، فريفته شده بوديم ، خداوند ما را در هر موضعى از مواضع فرزند دخت پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله دروغگو يافت ، او قبلا نامه‌ها و فرستادگانش را نزد ما فرستاد و نزد ما عذر آورد و يارى ما را در آغاز و در پايان و آشكارا درخواست نمود ، ولى ما به جانهايمان نسبت به وى بخيل گشتيم تا اينكه در كنار ما به قتل رسيد ، نه با دستهايمان او را يارى داديم و نه با زبانهايمان از او دفاع نموديم و نه با اموالمان او را تقويت كرديم و نه از عشايرمان براى او يارى طلبيديم ، پس عذر ما نزد پروردگارمان و هنگام روبه‌رو شدن با پيامبرمان چيست ؟ جز اينكه قاتل او و آنان كه بر ضد او تحريك نمودند را بكشيد و يا اينكه در اين راه كشته شويد ، شايد در آن صورت ، پروردگار ما از ما خشنود گردد ، من پس از ديدار او از عقوبتش ايمن نخواهم بود « 1 » » . اين سخنان ، ميزان حزن و اندوه قلبى مسيّب بر از دست دادن شرافت جانبازى همراه امام را نشان مىدهد . ( 1 )

3 - سليمان بن صرد

از كسانى كه اندوهى عميق بر يارى نكردن امام داشتند ، « سليمان بن صرد » بود . او كه درد ، جانش را گرفته بود ، در ميان ياران توّابش به سخنرانى پرداخت و در ضمن سخنانش گفت : « ما براى آمدن اهل بيت پيامبرمان محمد صلّى اللّه عليه و آله گردن فراز مىكرديم ، به آنان وعدهء يارى داديم و آنان را به آمدن تشويق كرديم ، ولى هنگامى كه آمدند ، سست گشتيم و ناتوان شديم و مداهنه نموديم و منتظر مانديم ، تا آنجا كه فرزند پيامبر ما و سلاله و عصارهء او و بخشى از گوشت و خون او ، در
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 159 .