« حسين از من يارى مىطلبيد ، در برابر اهل دشمنى و تفرقه » .
« اگر افسوس قلب آزادهاى را مىشكافت ، امروز قلب من تصميم بر شكافته شدن مىداشت » .
« و اگر روزى با جان خود فداى او مىشدم ، كرامت روز ديدار را به دست مىآوردم » .
« همراه فرزند محمد - كه جانم فداى او باد - آنگاه وداع كرد و به سرعت حركت نمود » .
« آنان كه حسين را يارى كردند ، رستگار شدند و ديگران كه اهل نفاق بودند ، ناكام گشتند » .
( 1 ) فرزند حرّ ، در شعر خود ، درد عميقى را كه بر جان وى دست يافته بود ، به تصوير كشاند ؛ زيرا وى تا زنده بود ، بر آن شرف شهادت در خدمت فرزند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كه از دست داده بود در دل خود افسوسها داشت ، اگر او را يارى مىداد ، بهشتها را به دست مىآورد .
وى بر ياران حسين ، غبطه مىخورد ، آنان كه جانهايشان را فداى امام عليه السّلام كردند ؛ زيرا ايشان ، پاداش فراوان و جايگاه بزرگى در پيشگاه خداوند به دست آوردند .
اينان ، بعضى از نادمين بر ترك نصرت امام عليه السّلام و عدم رستگارى به شهادت در خدمت آن حضرت مىباشند كه وقتى فرصتى به دست آوردند ، همراه توّابين در كوفه ، سر به قيام برداشتند .
( 2 )
هجرت از كوفه
برخى از نيكان و اهل تقوا ، پس از آن كه مردم كوفه به كشتن ريحانهء رسول