قتيل بلا جرم كأن قميصه * صبيغ بماء الارجوان خضيب
تصلى على المختار من آل هاشم * و تنزى بنيه ان ذا لعجيب
لئن كان ذنبى حب آل محمد * فذلك ذنب لست منه اتوب
هم شفعائى يوم حشرى و موقفى * و حبهم للشافعى ذنوب « 1 »
« اندوه من بازگشته و دل من اندوهگين است ، چشمم از خواب مانده و خواب رفتنم عجيب باشد » .
« از آنچه خوابم را ربوده و مويم را سفيد ساخته است ، حوادث زمانه هستند كه مصيبتهايى دارند » .
« دنيا ، براى آل محمد به لرزه آمد ، نزديك بود كه كوههاى سخت براى آنها ، آب شوند » .
« آن كيست كه از من پيامى به حسين رساند ، هر چند جانها و دلهايى را خوش نيايد » .
« آن كشتهء بىگناهى كه گويى پيراهنش را با آب ارغوان خضاب كرده باشند » .
« بر پيامبر برگزيده از خاندان هاشم درود مىفرستى ، ولى فرزندانش را دور مىسازى ، اين ، امرى عجيب است » .
« اگر گناه من دوستى آل محمد باشد ، اين گناهى است كه از آن توبه نخواهم كرد » .
« آنان شفيعان من در روز حشر و موقفم باشند و دوستى آنان گناه شافعى باشد » .
هامش
( 1 ) الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 94 .