تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
( 1 ) « ابن هباريهء شاعر » ، بر كربلا گذشت و بر حسين و خانواده‌اش به گريه پرداخت و اين ابيات را به نظم آورد :
ا حسين و المبعوث جدك بالهدى * قسما يكون الحق عنه مسائلى لو كنت شاهد كربلا لبذلت فى * تنفيس كربك جهد بذل الباذل و سقيت حد السيف من اعدائكم * عللا و حد السمهرى الذابل لكننى اخّرت عنك لشقوتى * فبلابلى بين اللوى و بابل هبنى حرمت النصر من اعدائكم * فاقل من حزنى حزن و دمعى سائل
« اى حسين ! سوگند به جدّ تو كه به هدايت فرستاده شد ، خداوند مرا دربارهء اين سوگند ، خواهد پرسيد » . « اگر من شاهد روز كربلا مىبودم ، براى كم كردن اندوه تو تلاش بسيارى مىكردم » . « لبهء شمشير را از خون دشمنانتان سيراب مىكردم و نيز لبهء نيزه‌ام را » . « ولى به خاطر شقاوتمندىام از تو ، به تأخير افتادم ولى اندوههايم ميان لوى و بابل باشد » . « گيرم كه از نبرد با دشمنانتان محروم شدم ، ولى آيا از اندوه من اندوهى كمتر باشد در حالى كه اشكم روان است ؟ » . ( 2 ) مورخان مىگويند . وى در جاى خود به خواب رفت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در خواب ديد كه به او فرمود : « خداوند تو را از سوى من ، جزاى خير دهد ، تو را مژده باد كه خداوند تو را از جمله كسانى كه در خدمت حسين جهاد كرده‌اند ، نوشته است « 1 » » .
هامش
( 1 ) الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 94 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 431 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى