وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ . . .
؛ خداوندا ! تو آفرينندهء آسمانها و زمين ، دانندهء پنهان و آشكار هستى ، ميان بندگانت در آنچه با هم در آن اختلاف داشتهاند ، حكم مىكنى » « 1 » .
سپس گفت : « جوانمردانى را كشتند كه اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آنان را مىديد ، دوستشان مىداشت و با دست خود به آنان غذا داده آنان را بر ران خود مىنشاند » « 2 » .
( 1 ) به « حسن بصرى » ، خبر كشته شدن حسين عليه السّلام را دادند ، وى به گريه افتاد تا آنجا كه دو طرف او تكان خورد و گفت : « چه ذلّتى باشد براى امتى كه فرزند نابكارش ( يعنى فرزند مرجانه ) فرزند پيامبرش را كشته است ، « 3 » به خدا جد و پدرش ، از فرزند مرجانه ، براى وى ، انتقام خواهند گرفت » .
« عمرو بن بعجه » نيز گفته است : « نخستين ذلّتى كه بر عربها وارد شد ، كشتن حسين و مدعى شدن زياد بود » « 4 » .
مسلمانان به شدت در اندوه و درد كشته شدن ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رنجيده شدند و به سختى گريستند .
( 2 ) « امام شافعى » به شدت مىگريست و اين ابيات را مىخواند :
تأوب همّى و الفؤاد كئيب * و ارق عينى و الرقاد غريب
و مما نفى نومى و شيّب لمتى * تصاريف ايام لهن خطوب
تزلزلت الدنيا لآل محمد * و كادت لهم صم الجبال تذوب
فمن مبلغ عنى الحسين رسالة * و ان كرهتها انفس و قلوب
هامش
( 1 ) ابن سعد ، طبقات 6 / 190 .
( 2 ) الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 94 .
( 3 ) تيسر المطالب فى أمالى ابى طالب ، ص 89 .
( 4 ) مجمع الزوائد 9 / 196 . المعجم الكبير 3 / 132 .