نگشتهاند ، به سخن پرداخت كه متن خطابهء آن حضرت بدين شرح مىباشد :
( 1 ) « سپاس خداى را و صلوات او بر پدرم محمد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و بر خاندان پاك نيكوكار او باد ! اما بعد : اى اهل كوفه ! اى صاحبان خدعه و نيرنگ ! « 1 » آيا گريه مىكنيد ؟ ! اشكتان آرام نگيرد « 2 » ، مثل شما مانند آن كسى است كه آنچه را رشته است ، پس از محكم شدن ، باز از هم جدا مىكند ، آيا شما سوگندها و پيمانهايتان را وسيله خيانت و فساد قرار مىدهيد ؟ آگاه باشيد ، بد چيزى - كه همان خشم خداست - را براى خود پيش فرستاديد و در عذاب ، جاودانهايد .
( 2 ) آيا گريه و زارى مىكنيد ؟ ! آرى به خدا ! بسيار بگرييد و اندك بخنديد ، همهء آن به خاطر اين است كه حرمت فرزند خاتم پيامبران و سرور جوانان اهل بهشت را شكستهايد ، آنكه جايگاه و پناهگاه گرفتارى ، مشعل حجت و وسيلهء استوارى سنّت شما بود ، چه زشت است آنچه بر خود بستهايد و دور و فرومايه باشيد كه تلاشتان ناكام و دستهايتان شكسته و دادوستدتان زيانبار گشته و خشم خدا را براى خود فراهم نمودهايد و ذلّت و بيچارگى بر شما وارد شده است .
( 3 ) واى بر شما اى اهل كوفه ! آيا مىدانيد كدام جگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بريده و چه خونى را از او ريخته و چه حرمتى را براى او شكستهايد ؟ به حقيقت كار زشتى انجام دادهايد كه نزديك باشد آسمانها از آن شكسته شوند و زمين شكافته و كوهها درهم كوبيده گردند ! ( 4 ) كار شما به وسعت زمين و آسمان ، احمقانه و زشت مىباشد ، آيا در
هامش
( 1 ) در نسخهاى : « پيمانشكنى » آمده است .
( 2 ) در نسخهاى : « اشكتان آرام نگيرد و نالهتان خاموش نشود » .