پيكر حضرت حسين عليه السّلام و اجساد شهيدش كه سرها را از آنها جدا كرده بودند ، بر دشت كربلا باقى ماند و سرها را بالاى نيزهها قرار دادند تا مشعلى در راه حق و شرافت و ايمان ، براى همهء ملتهاى زمين باشند .
( 1 )
مراجعه ابن زياد ستمگر به كوفه
ابن زياد ستمگر ، در « نخيله » اردو زده بود و هر لحظه ، خبرها را دريافت مىكرد ؛ زيرا با ابن سعد ، در تماس دائم بود . هنگامى كه مژدهء قتل حضرت حسين عليه السّلام را دريافت نمود ، به سرعت به سوى كوفه حركت كرد تا اوضاع را كاملا تحت تسلّط خود داشته باشد و تدابير لازم را بدين منظور ، اتخاذ نمايد .
وى به نگهبان شهر كه تعدادشان ده هزار سوار بود ، دستور داد تا از حمل سلاح به وسيلهء هر كسى ، جلوگيرى كنند و منادى وى اين امر را در كوفه ندا داد « 1 » .
همچنين ، هيأتهايى به همهء مناطق فرستاد تا پيروزى را اعلام كنند و هراس را در ميان مردم بگسترانند « 2 » .
( 2 )
شب يازدهم
دربارهء محنتى كه در شب يازدهم محرم بر بانوان نبوّت وارد شد ، هرچه خواهى بگو ؛ زيرا نمىتوانى آن را تصور نمايى و فاجعهء آن را كاملا در نظر آورى ، هيچ مصيبتى از مصيبتهاى دنيا و يا غصهاى از غصههاى روزگار باقى نماند كه بر آنان نگذشته باشد ، آنجا كه دشمنان جفاكارى كه هيچگونه شرافت
هامش
( 1 ) مع الحسين فى نهضته ، ص 285 .
( 2 ) عبد اللّه ، مقتل الحسين .