قدرت شخصيّت در نوهء پيامبر ، متجلى شد و معانى وراثت نبوى در موضعگيريهاى جاويدانش آشكار گرديد كه با آنها هدفهاى امام را محافظت نمود و واقعيت فداكارىاش را آشكار ساخت و راه را براى بيان اسرار شهادتش ، روشن نمود .
( 1 )
سنان ، جايزه طلب مىكند
آن جفاكاران ، پيرامون قاتل گناهكار ، « سنان بن انس » « 1 » جمع شدند .
و او را به رسيدن به آرزوهايش ، نويد داده به وى مىگفتند : « تو حسين ، فرزند على و فاطمه را كشتهاى . . . تو مهمترين فرد عرب را كشتهاى ، او مىخواست مملكت اينان را براندازد ، پس به سوى اميرانت برو و از آنان پاداشت را در خواست كن كه اگر بيت المالشان را به خاطر كشتنش به تو بدهند ، كم دادهاند ! » .
طمعورزى وى جنبيد و پيش آمد تا بر در چادر ابن سعد ايستاد و فرياد زد :
اوقر ركابى فضة او ذهبا * انى قتلت السيد المحجبا
قتلت خير الناس أما و أبا * و خيرهم اذ ينسبون النسبا
« ركاب مرا با نقره يا طلا پر كن كه من سرور بزرگ را كشتهام ! » .
« بهترين مردم از جهت پدر و مادر را كشتهام و بهترين آنان را آنگاه كه نسب را ياد كنند » .
( 2 ) هنگامى كه ابن سعد آن را شنيد ، بر او نهيب زد و با تازيانه بر وى كوبيده به او گفت : واى بر تو ! ديوانه هستى ، اگر ابن زياد بشنود كه اين را مىگويى ،
هامش
( 1 ) « سنان بن انس » ، جدّ شريك قاضى است كه به نادرستى معروف مىباشد . اين مطلب در الاستيعاب 1 / 393 آمده است .