( 1 ) مصيبتها و محنتها يكى پس از ديگرى ، پىدرپى ، بر ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد مىشدند به طورى كه هنوز فاجعهاى كوبنده پايان نيافته كه فجايع هولناكتر و عظيمترى بر آن حضرت مىرسيد .
( 2 ) اما در آن لحظات هولناك ، از محنتهاى سختى رنج مىبرد كه هيچ مصلحى ، رنجى اين چنين نديده است ، از جمله :
اوّل : آن حضرت به بانوان بزرگوار و خانمهاى جليل القدر خاندان رسالت و وحى نگاه مىكرد ، در حالى كه آنان در حالتى از پريشانى بودند كه جز خداوند ، كسى آن را نمىدانست ؛ زيرا در هر لحظه ، عزيزى از ستارگان عترت پاك را استقبال مىكردند كه آغشته به خون ، آخرين لحظهء زندگى را در برابر چشمانشان پشت سر مىنهاد ، آنچه بر پريشانى آنان مىافزود ، اين بود كه جفاكارانى كه رحمت از دلهايشان زدوده شده بود ، آنها را در محاصرهء خود داشتند و نمىدانستند كه پس از فقدان حاميانشان ، چه چيزى بر سرشان خواهد آمد .
امام به ترس و هراسى كه بر آنها چيره شده بود نگاه مىكرد و قلب آن حضرت به اندوه و حسرت مىشكافت ، به ايشان دستور مىداد تا صبر و شكيبايى پيشه كنند و آنان را آگاه ساخت كه خداوند آنها را حفظ و از شرّ دشمنان ، نجات خواهد داد .
( 3 ) دوّم : صداى فرياد كودكان از شدت تشنگى مرگبار بلند شده بود ، آن حضرت ، راهى براى كمك به آنان نمىيافت و قلب بزرگش به دلسوزى و رحمت بر كودكان و خانوادهاش مىسوخت ، آنها از چيزى رنج مىبردند كه توانايى تحمل آن را نداشتند .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٢٧