( 1 ) سوّم : تجاوز آن آدمكشان جنايتكار پس از كشتن ياران و اهل بيت ، به سوى كشتن كودكان بىگناه ، برادرزادهها و عموزادهها .
( 2 ) چهارم : رنج بردن آن حضرت از تشنگى دردناك ، در مورد شدّت تشنگى آن حضرت ، روايت شده كه آسمان را جز چيزى همچون دود ، نمىديد و جگر آن حضرت از شدت عطش ، از هم جدا شده بود .
( 3 ) « شيخ شوشترى » مىگويد : « عطش حضرت حسين در چهار عضو ، اثر كرده بود ؛ زيرا لبها از گرمى تشنگى پژمرده ، جگر از نبودن آب ، از هم جدا شده بود آنگونه كه خود حضرت از زندگى مأيوس گشت و ( آن لشكر هم ) دانستند كه پس از آن زنده نخواهد بود ، به آنان فرمود : « قطرهاى آب به من بنوشانيد كه جگرم از هم گسيخته گرديده است و زبان ، از شدت جويدن ، مجروح شده - آنگونه كه در حديث آمده - و چشم از تشنگى ، تاريك گشته است » « 1 » .
( 4 ) پنجم : از دست دادن عزيزان اهل بيت و يارانش ، به خيمههاى خود نگاه مىكرد و آنها را خالى مىيافت ، بر نالهها و غمهايش مىافزود و با سوزناكترين كلمات بر آنها به سوگ مىايستاد .
جانها از اين مصيبتها كه بر فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گذشت ، ذوب مىشوند .
( 5 ) « صفى الدين » مىگويد : « حضرت حسين ، محنتها و بلاهايى را تحمل فرمود كه هر مسلمانى آنها را بشنود ، جز اينكه قلبش به درد بسوزد ، چارهاى ندارد » « 2 » .
هامش
( 1 ) خصائص الحسين عليه السّلام ، ص 62 .
( 2 ) وسيلة المآل فى مناقب الآل .