« اين حسين است كه به سوى مرگ مىرود در حالى كه تو آب خنك مىنوشى ؟ » .
« به خدا ! اين از كارهاى دين من نيست » .
( 1 ) انسانيّت با همهء احترام و بزرگداشت ، اين روحيهء عظيم را كه در دنياى فضيلت و اسلام ، به وجود آمده است ، گرامى مىدارد ، روحيّهاى كه به نسلها برجستهترين درسهاى كرامت انسانى و ارزشهاى و الا را مىدهد .
( 2 ) اين ايثار كه از مرزهاى زمان و مكان فراتر رفته ، از برجستهترين سرشتها در اخلاق ابو الفضل بود ؛ زيرا عواطف سرشار از وفادارى و دوستى نسبت به برادرش ، به وى امكان نمىداد كه پيش از او ، آب بنوشد ، پس كدام ايثار از اين ايثار ، والاتر و صادقانهتر باشد ؟ جان وى با جان برادرش آميخته و روحش با روح وى يكى شده و ديگر ميان آن دو ، تعدد وجود ، باقى نمانده بود .
( 3 ) افتخار بنى هاشم ، سرفرازانه ، پس از آنكه مشك را پر از آب نمود آبى كه نزد وى از زندگى ، گرانتر و باارزشتر بود ، به سوى خيمهگاه حركت كرد و با دشمنان درگير نبردى هولناك شد ؛ زيرا آنان بر او گرد آمده بودند تا وى را از رساندن آب به تشنگان اهل - بيت ، بازدارند . آن قهرمان ، بسيارى از آنان را به هلاكت رساند و سرها را درو مىكرد و قهرمانان را بر زمين مىافكند ، در حالى كه رجز مىخواند :
لا ارهب الموت اذا الموت رقى * حتى اوارى فى المصاليت لقى
نفسى لسبط المصطفى الطهر وقا * انى انا العباس اغدو بالسقا
و لا اخاف الشر يوم الملتقى « 1 »
هامش
( 1 ) ابن شهرآشوب ، مناقب 4 / 108 .