فانصاع يؤثره عليه بريقه * لو كان ثمّة ريقه لم يجمد
« از تشنگىاش نزد بهترين پدر شكايت برد ، ولى تشنگى درون را شكايت نكرد مگر نزد آنكه خود سخت تشنه بود » .
« همهء درونش همچون آتش درخت غضا و زبانش چون تكهء سوهان آهنى ، تشنه بود » .
« پس با نم دهان او را بر خود ترجيح داد اگر باقيماندهء نم دهانش خشك نشده بود » .
( 1 ) على بن الحسين عليه السّلام ، در حالى كه زخمها بدنش را ناتوان ساخته و تشنگى ، جگرش را سوزانده بود ، بىاعتنا به وضعى كه داشت ، به ميدان جنگ بازگشت و فقط به تنهايى پدر و همدستى دشمنان خدا براى كشتن آن حضرت ، مىانديشيد . پس چنين رجز خواند :
الحرب قد بانت لها حقائق * و ظهرت من بعدها مصادق
و اللّه رب العرش لا نفارق * جموعكم او تغمد البوارق « 1 »
« براى جنگ ، حقايقى آشكار شده و مصداقهايى پس از آن معلوم گشته است » .
« به خدا پروردگار عرش سوگند ! از گروههاى فراوانتان دور نخواهيم شد تا اينكه شمشيرها در غلاف شوند » .
( 2 ) افتخار بنى هاشم ، با اين رجز اعلام كرد كه در اين جنگ ، حقايق آشكار شده و اهداف بزرگش كه اهل بيت در پى آنها بودند ، براى همگان معلوم گشته است و آنان همچنان براى تحقق آن هدفها نبرد خواهند كرد تا شمشيرها در غلاف شوند .
هامش
( 1 ) الفتوح 5 / 209 .