تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ولى امام آنان را از اين امر بازداشت و فرمود : بگذاريد تا آنها را آتش بزنند ؛ زيرا اگر آنها را آتش بزنند ، نخواهند توانست از روى آنها بگذرند و به سوى شما بيايند . نتيجه همان شد كه آن حضرت فرمود ؛ زيرا آتش ميان آنان و ياران امام حايل شد و جبههء جنگ همچنان به صورت يك جبهه باقى ماند « 1 » . ( 1 )

تلاش شمر براى سوزاندن بانوان وحى

پليد ناپاك « شمر بن ذى الجوشن » بر خيمهء امام كه دربرگيرندهء بانوان بزرگوار خاندان نبوت و آزادزنان وحى بود ، حمله برد و فرياد كشيد : « براى من آتش بياوريد تا آن را بر اهلش به آتش كشم » . اين فرد مسخ‌شده ، در پليدى و فرومايگى پيش رفته بود و مسلّم است كه در ميان جنايتكاران جنگى و منحرفان سرزمينها ، كسى همانند اين مجرم در پليدى و فرومايگى سرشت و حقارت طبع ، وجود نداشته است . ( 2 ) هراس بر دلهاى دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چيره شد و لرزه بر اندامهايشان افتاد و با پريشانى از چادرها بيرون آمده صداى گريه آنان بلند شد در حالى كه بچه‌ها و كودكان پشت سر آنان گريه و زارى مىكردند ، منظرهء آنان جانها را به آتش اندوه مىسوزاند كه امام حسين عليه السّلام از اين امر متألم شد و بر آن پليد ناپاك فرياد زد : « آيا تو خانه‌ام را بر خانواده‌ام به آتش مىكشى ؟ خداوند تو را به آتش بسوزاند « 2 » » . ( 3 ) آن پليد از تصميم خود بازنگشت و همچنان به سربازانش دستور مىداد شعلهء آتشى به او بدهند تا چادرهاى اهل بيت را بسوزاند .
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 69 . ( 2 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 69 .