داد تا به سوى ياران امام تيراندازى كنند . آنان نيز تيرهايشان را به سوى آنها نشانه گرفتند و اسبانشان را مورد اصابت قرار داده از حركت انداختند ، همهء ياران امام ، به صورت افراد پياده درآمدند ، ولى اين كار جز افزودن به شجاعت آنان در كار زار و ناچيز شمردن مرگ ، اثرى نداشت و همچون كوههاى بلند ، استوار ماندند و قدمى به عقب نرفتند در حالى كه حر بن يزيد رياحى پياده همراه آنان به نبرد پرداخت و نبرد با شدت هر چه تمامتر ادامه يافت كه مورخان آن را شديدترين نبردى ناميدند كه خداوند آفريده است ، اين نبرد تا نيمروز ادامه يافت « 1 » .
( 1 )
گشودن جبههاى ديگر
ابن سعد ، متوجه شد كه منفرد بودن جبهه در جنگ ، زيانهاى سنگينى بر لشكرش وارد مىسازد و مدت جنگ و استمرار آن را موجب مىشود ، پس بر آن شد تا جبههء ديگرى را بگشايد كه از بين بردن باقيماندهء ياران امام را آسان سازد ، پس دستور داد خيمهها و چادرهاى امام را كه در سمت راست و چپ يارانش بود ، از جاى بركنند تا آنان به دفاع از آنها مشغول شوند و جبههء آنان تضعيف گردد .
( 2 ) لشكريان ابن سعد ، دست به حمله زدند و كندن خيمهها را آغاز نمودند ولى بعضى از ياران امام در كمين آنها بودند و شروع به كشتن آنان و پى زدن اسبانشان كردند در نتيجه اين نقشه با شكست سختى مواجه شد و هيچگونه موفقيتى به دست نياورد . ابن سعد ، بار ديگر دستور داد چادرها را به آتش كشند تا سواران بر آنها حمله برند . ياران امام كوشيدند تا آنان را از اين كار بازدارند
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 68 - 69 . طبرى ، تاريخ 5 / 436 - 438 .