اوصاف از پستترين ملتهاى زمين شده بودند ؛ زيرا آنان بردگان امّت و منحرفان از احزاب و ناباوران به كتاب خدا و گروه گناهكاران بودند و ديگر سرشتهاى نادرستى كه در آنها بود .
( 1 ) چهار : آن حضرت ، عدم پذيرش كامل خود در برابر خواست فرزند مرجانهء ستمگر را اعلام كرد كه در برابرش تسليم شود ؛ زيرا ذلّت را براى آن حضرت خواسته بود و هيهات كه امام در برابر آن تسليم گردد ؛ چون براى نمايان ساختن انسانيّت و ارزشهاى و الا آفريده شده بود ، پس چگونه در برابر آن نابكار نابكارزاده تسليم گردد ؟
( 2 ) پنجم : آن حضرت تصميم خود بر جنگ را اعلام نمود و اينكه به همراه خانوادهاش كه نمايانگر قهرمانيها و ثبات عزم و ناچيز شمردن مرگ بودند ، وارد ميدان نبرد شود .
( 3 ) ششم : آن حضرت سرنوشت آنان را پس از اينكه او را كشتند ، به آنان اطلاع داد كه خداوند بر آنان كسى را مسلّط خواهد ساخت كه جامى تلخ را به آنان بنوشاند و عذاب دردناكى را بر ايشان فرود آورد ، مدت كوتاهى نگذشت تا اينكه مختار بر ضد آنها قيام كرد و دلهايشان را پر از ترس و هراس ساخت و به شدت سركوبشان نمود .
اينها بعضى از نكات حسّاسى است كه سخن شريف آن حضرت در برداشت ؛ سخنى كه با قدرت بيان و عظمت تصميم ادا شد و سپاه ابن سعد را به سكوت و سرگشتگى انداخت .
( 4 )
اجابت حرّ
جان حرّ به سوى نيكى روى آورد و وجدانش پس از شنيدن سخنان امام ،