پروردگار من به راه راست باشد » « 1 » .
( 1 ) آنگاه دو دست خود را به نفرين كردن بر آنان برداشت و گفت : « خداوندا ! باران آسمان را از آنها منع كن و بر آنها سالهايى بفرست همچون سالهاى يوسف و غلامى آشنا به كار بر آنان بگمار تا جامى تلخ به آنان بنوشاند ؛ زيرا ما را تكذيب نمودند و فروگذاشتند ، تو پروردگار ما هستى ، بر تو توكّل نمودم بازگشت ، به سوى تو باشد » « 2 » .
( 2 ) امام با اين سخنان ، همچون آتشفشانى ، منفجر شد و از صلابت عزم و قدرت ارادهء خود ، نمونهاى ارائه داد كه همانند آن ديده نشده است . سخنان حضرت ، اين نكات را دربرداشت :
( 3 ) اوّل : آن حضرت آنان را به شدت ، به خاطر تناقض در رفتارشان نكوهش نمود ؛ زيرا آنان براى كمك خواستن و يارى طلبيدن از وى شتافتند تا آنان را از ستم امويان و ظلم آنان برهاند و هنگامى كه آن حضرت براى يارى آنان بپاخاست ، بر او دگرگون شدند و شمشيرهايشان را كه لازم بود ، بر دشمنانشان كشيده مىشدند ، بر او كشيدند ، آنان كه در خوار ساختن آنان و اجبارشان بر آنچه نمىخواستند ، بسيار كوشيده بودند .
( 4 ) دوم : حضرت ، تأسف فراوان خود را از حمايت آنان نسبت به حكومت اموى ابراز داشت ؛ حكومتى كه نه عدالتى را در ميان آنان اعمال كرده و نه حقى را گسترش داده بود و نه هيچ اميد و آرزويى در آن حكومت داشتند .
( 5 ) سوم : صفات موجود در آنان را مورد انتقاد شديد قرار داد كه با داشتن آن
هامش
( 1 ) خوارزمى ، مقتل حسين ( ع ) 2 / 8 . اللهوف ، ص 157 .
( 2 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 218 - 219 . خوارزمى ، مقتل الحسين ( ع ) 2 / 8 . اللهوف ، ص 157 .