( 1 )
سخنان امام حسين عليه السّلام
رحمت و مهربانى امام نسبت به دشمنانش ، آن حضرت را بر آن داشت كه بار ديگر ، آنان را پند و اندرز دهد تا كسى از آنان ادعا نكند كه در كار خود آگاه نبوده است ، پس به سوى آنها رفت در حالى كه كتاب خداوند بزرگ را باز كرده و عمامهء جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بر سر نهاده و جنگافزار آن حضرت را به خود بسته ، در هيبتى بود كه پيشانيها در برابرش خاضع مىشد و چشمها از نگريستن به آن بازمىماند ، پس به آنان فرمود :
( 2 ) « نابود و غم ، شما را باد اى جماعت ! آيا وقتى كه مشتاقانه ما را فراخوانديد و ما به سرعت شما را اجابت كرديم ، شمشيرى را كه در دست داشتيد بر ما افراختيد و آتشى را كه ما براى دشمنان خود و شما روشن نموده بوديم ، بر ضد ما و به نفع دشمنانتان شعلهور ساختيد بدون اينكه عدالتى با شما روا داشته باشند ، و يا اميدى به آنان داشته باشيد ، بر ضد دوستانتان فراهم آمديد ، آيا گرفتاريها شما را نباشد در حالى كه هنوز شمشيرى كشيده نشده و خاطرى آزرده نگرديده و انديشهاى به كار نيفتاده است ، ولى شما با شتاب سوى آن رفتيد ، همچون پرواز ملخان نارس و بر آن فراهم آمديد همچون افتادن پشههاى كوچك در آتش ، آنگاه پيمانها را شكستيد ، پس فرومايگى از آن شما باد اى بردگان امّت و جداماندگان از احزاب و دورشدگان از كتاب خدا و سنّتها ! واى بر شما ! آيا اينان را يارى مىكنيد و از يارى ما دست برمىداريد ! بارى ، به خدا ! اين خيانتى است در ميان شما كه ريشههايتان بر آن جاى گرفته و شاخههايتان بر آن روييده و محكم گشته و شما بدترين ثمره گشتهايد ، بيننده را اندوهگين مىسازيد و خوراك هر غاصبى مىشويد .
( 3 ) همانا اين نابكار نابكارزاده ، ميان دو چيز را گرفته است ، ميان شمشير