جفاكار و امثال وى ، شما را از دينتان گمراه نكنند . به خدا سوگند ! شفاعت محمد صلّى اللّه عليه و آله به قومى كه خون ذريّه و اهل بيتش را بريزند و ياران و مدافعان حريمشان را بكشند ، نمىرسد » .
( 1 ) امام ، ملاحظه فرمود كه پندهاى زهير با آن مسخشدگان ، كارگر نيست ، لذا به يكى از يارانش فرمود او را از ادامهء سخن بازدارد ، پس به سوى وى رفت و او را ندا داد : ابا عبد اللّه به تو مىگويد : « بيا كه به جانم سوگند ! اگر مؤمن آل فرعون براى قومش پند داد و فراخوانى را ابلاغ نمود ، تو نيز اينان را پند داده و ابلاغ كردهاى اگر نصيحت و ابلاغ ، سودمند باشد » « 1 » .
( 2 )
سخنان برير
شيخ جليل ، « برير بن خضير » به نصيحت آن سپاه پرداخت و گفت : « اى مردم ! خداوند محمد صلّى اللّه عليه و آله را بشارت دهنده و بيم دهنده و فراخوان به سوى خدا و چراغى تابناك فرستاد ، اين آب فرات است كه خوكهاى مناطق و سگهاى آنان در آن مىافتند اما ميان آن و فرزند دختر پيامبر خدا فاصله انداخته شده ، آيا سزاى محمد صلّى اللّه عليه و آله همين است ؟
( 3 ) آنان شرافت و آزرم را رها كردند و به او گفتند : « اى برير ! بسيار سخن گفتهاى ، ديگر چيزى براى ما نگو ، به خدا ! حسين تشنگى مىكشد ، همانگونه كه پيش از او تشنگى كشيدند » .
وى ، آنان را اندرز داده راهنمايى كرد و گفت : « اى قوم ! خانوادهء محمد صلّى اللّه عليه و آله در كنار شما قرار گرفتهاند ، اينان ذريّه ، عترت ، دختران و افراد خانوادهء او
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ ، ج 5 ص 426 - 427 .