مىبرم ، از هر متكبرى كه به روز حساب ايمان ندارد به پروردگارم و پروردگار شما پناهنده مىشوم » « 1 » .
( 1 ) كشورها از بين مىروند و دولتها در پى هم مىآيند ولى اين كلمات به ماندن شايسته و به جاودانگى بايستهتر از هر چيز است ، باقى مىماند ؛ زيرا عزت حق و بزرگمنشى آزادگان و شرافت بلندهمتان را نمايانگر ساخته است .
( 2 ) افسوس كه اين سخنان تابناك به دلهاى آنان راه نيافت ؛ زيرا جهل ، همهء درهاى فهم را در جانهايشان بسته بود : « خداوند بر دلهايشان مهر زده و بر گوشها و ديدگانشان پردهاى باشد ، آيا گمان مىكنى كه بيشتر آنان مىشنوند يا مىفهمند ؟ آنان همچون چهارپايانند ، بلكه از آنها گمراهترند » .
( 3 ) آنان به كلى از دعوت امام روى برتافتند و اهميتى بدان ندادند ، راست گفت خداى متعال كه مىفرمايد : « تو مردگان را نمىشنوانى و دعوت را به گوش ناشنوايان نمىتوانى برسانى هرگاه پشت كنند و بروند » .
( 4 ) سخنان زهير
« زهير بن قين » روى به افراد لشكر نمود و سخنرانى سرشار از پند و اندرز خطاب به آنان ايراد نمود و گفت :
اى مردم كوفه ! هشدار باد شما را از عذاب خداوند ، بر مسلمان حق است كه برادر مسلمانش را نصيحت كند . ما تا كنون برادرانى بر يك دين بودهايم تا زمانى كه ميان ما و شما ، شمشير نيفتاده باشد و شما شايستهء نصيحت از سوى ما هستيد ، پس هرگاه شمشير واقع شود ، مصونيت قطع مىشود ، ما يك امّت
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 421 - 424 . الدر النظيم ، ص 552 - 553 .