( 1 ) و معناى اين امر آن بود كه شمر براى خود دستگاه اطلاعاتى خاصى بر ضد ابن سعد گماشته بود تا شايد وى در انجام مأموريتش كوتاهى كند و او آن را به نظام حاكم برساند تا ابن سعد را از منصبش عزل كنند و خود فرماندهى سپاه را بر عهده بگيرد .
( 2 )
ابن زياد راه حلهاى مسالمتآميز را رد مىكند
فرزند مرجانه ، همهء راه حلهاى مسالمتآميزى را كه ابن سعد نوشته بود ، رد كرد و همهء روزنههاى صلح و سازش را مسدود نمود و به وى نوشت : « اما بعد :
من تو را براى حسين نفرستادم تا از او حمايت كنى و نه براى اينكه به وى مهلت دهى و يا وعدهء سلامت به او بدهى و نه براى اينكه شفيع وى نزد من باشى . ببين اگر حسين و يارانش به فرمان من گردن نهادند ، آنان را به سلامت نزد من بفرست و اگر خوددارى نمودند به سوى آنان حركت كن تا اينكه آنان را بكشى و آنان را تكهتكه نمايى كه مستحق آن مىباشند . پس هرگاه حسين را كشتى ، اسبان را بر سينه و پشت او حركت ده ، هر چند نمىبينم اين عمل پس از مرگ ، زيانى برساند ، ولى به خاطر سخنى است كه گفتهام : اگر او را كشتم با وى چنين خواهم كرد ، پس اگر تو فرمان ما را دربارهء او اجرا نمودى ، تو را پاداش كسى را مىدهيم كه فرمان برده و اطاعت نموده باشد و اگر خوددارى نمودى از كار ما و سپاهيان دور شو و لشكر را به شمر بن ذى الجوشن بسپار كه ما او را به اين كار فرمان دادهايم » « 1 » .
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 55 ، نزديك به آن در انساب الاشراف 3 / 390 - 391 آمده است .
و در تهذيب الكمال 6 / 428 آمده است : ابن زياد به ابن سعد نوشت : « نه ، و نه كرامتى او را