سكونت مىنمايم .
ابن سعد از موضعگيرى امام خوشحال شد و در آن نشانهاى از استقرار صلح و دورى گزيدن از جنگ را ملاحظه نمود . « 1 »
( 1 )
نامهء ابن سعد به ابن زياد
ابن سعد ، فورا نامهاى به اميرش ، فرزند مرجانه نوشت كه در آن آمده بود :
« اما بعد : خداوند آتش را خاموش و سخن را يك جا فراهم آورد و امر امت را صلاح بخشيد . اين حسين است كه به من قول داده است به جايى كه از آن آمده بازگردد و يا به سوى نقطهاى از نقاط مرزى برود و فردى از مسلمين باشد كه براى او باشد آنچه براى آنان است و بر او باشد آنچه بر آنان خواهد بود و يا اينكه نزد امير مؤمنان يزيد ، برود و دست در دستش گذارد ! و نظرش را در آنچه ميانشان باشد خواهد ديد ، در اين ايده رضايت تو و صلاح امّت خواهد بود » .
( 2 )
افتراى ابن سعد
بدون شك ، ابن سعد در اين نامه بر حضرت امام حسين عليه السّلام افترا نمود ؛ زيرا بيشتر مطالب آن ، چيزهايى است كه امام عليه السّلام به آنها لب نگشوده بود . « عقبة بن سلمان » كه از مدينه تا مكه و سپس تا عراق همراه امام بود و تا هنگام كشته شدن آن حضرت ، ملازم وى مانده بود ، از ساختگى بودن آن نامه سخن به ميان آورد و گفت :
« حسين را از مدينه تا مكه و از آنجا تا عراق ، همراهى نمودم و تا وقتى كه
هامش
( 1 ) الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 87 .