تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
و بالاترين درجات را كسب نمود و در اعلى عليين همراه پيامبران ، صديقان و شهيدان جاى گرفت و آنان ، چه نيكو همراهانى هستند . ( 1 )

نامهء امام عليه السّلام به ابن حنفيه

امام عليه السّلام از كربلا نامه‌اى به برادرش « محمد بن حنفيه » و ديگر افراد بنى هاشم نوشت و در آن از مرگ خويش سخن گفت و نزديكى اجل محتوم خويش را بيان فرمود كه متن آن نامه چنين است : « اما بعد : گويى دنيا نبوده و آخرت همچنان باقى است ، و السّلام » « 1 » . اين كوتاهترين نامه‌اى است كه در خصوص چنين محنتهاى سختى كه شكيبايى را در هم مىكوبد ، نوشته شده است . ( 2 )

همراه با هرثمة بن سلمى

« هرثمة بن سلمى » به اردوگاه ابن زياد پيوست ، هنگامى كه به كربلا رسيد ، سخنى را به ياد آورد كه چندين سال بر آن گذشته و آن را فراموش كرده بود ؛ زيرا وى همراه امير المؤمنين عليه السّلام در يكى از سفرهاى جنگى بود كه آن حضرت بر كربلا گذشت و در كنار درختى فرود آمده در زير سايه‌اش به نماز ايستاد و پس از پايان يافتن نماز ، مشتى از خاك آن زمين را برداشت و آن را بوييد و گفت : « افسوس بر تو اى خاك ! قومى بر روى تو كشته مىشوند و بدون حساب وارد بهشت گردند ! » .
هامش
( 1 ) كامل الزيارات ، ص 157 ، باب 23 ، ح 21 .