تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( 1 )

نامهء ابن زياد به حضرت حسين عليه السّلام

هنگامى كه فرزند مرجانه دانست كه حرّ ، حضرت حسين عليه السّلام را در كربلا محاصره كرده است ، نامه‌اى براى آن حضرت فرستاد كه نمايانگر ستمگرى و غرور وى بود ، متن آن چنين است : « اما بعد : اى حسين ! از فرود آمدن تو در كربلا باخبر شدم ، امير المؤمنين يزيد به من نوشته است كه بر بستر نرم نخوابم و از شراب سير نشوم تا اينكه تو را به ( خداوند ) لطيف خبير برسانم و يا اينكه فرمان من و فرمان يزيد را اطاعت كنى ! . . . » . اى فرزند مرجانه ! تو و اربابت يزيد ، شايستهء آنيد كه از شراب سيراب نشويد و در خود آنيد كه به هر عمل ناشايستى در اسلام ، دست يازيد . ( 2 ) هنگامى كه امام ، نامهء پسر مرجانه را خواند ، به نشانهء ناچيز و سست شمردن اين انسان مسخ شده ، نامه را بر زمين انداخت و فرمود : « رستگار نشدند قومى كه خرسندى مخلوق را با خشم خالق خريدند » . فرستادهء ابن زياد از امام ، پاسخ نامه را خواست تا آن را به ابن زياد برساند ، امام عليه السّلام فرمود : « پاسخى نزد من ندارد ؛ زيرا وى به حقيقت شايسته عذاب است » . فرستادهء ابن زياد نزد وى بازگشت و فرزند مرجانه را از سخن امام آگاه كرد . ابن زياد سخت به خشم آمد و براى جنگ آماده شده همهء نيروهاى نظامى خود را براى جنگ با ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بسيج كرد .