تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
بود ، بيان كرد و آنان را آگاه فرمود كه هر قدر شرايط ، اوضاع و احوال پوشيده از مشكلات و مصيبتها باشد ، آن حضرت از تصميم سترگش براى برپا نمودن حق - كه خود بدان اخلاص دارد - بازنمىگردد . . . ( 1 ) امام عليه السّلام اين سخنان را خطاب به يارانش ايراد فرمود نه براى اينكه عواطف آنها را برانگيزاند و يا اينكه ياريشان را جلب كند ؛ زيرا آنان چه كارى براى او مىتوانستند انجام دهند پس از آنكه نيروهاى فراوانى كه صحرا را پر كرده ، آن حضرت را به محاصره خويش درآورده بودند ، بلكه اين مطلب را از اين جهت بر زبان آورد تا آنان با وى در مسئوليت اقامهء حق كه خود بدان ايمان آورده و آن را به عنوان پايهء محكمى براى نهضت جاويدانش برگزيده بود ، مشاركت نمايند ، در حالى كه آن حضرت ، در اين راه ، مرگ را آرزوى فروزنده‌اش در زندگى قرار داده بود ، كه هيچ آرزوى ديگرى با آن برابرى نمىكرد . ( 2 ) هنگامى كه آن حضرت ، سخنانش را به پايان رساند ، همهء يارانش بپاخاستند ، در حالى كه شگفت‌انگيزترين نمونه‌ها را در فداكارى و جانبازى به خاطر عدالت و حقيقت ، ارائه مىنمودند . . . ( 3 ) نخستين كس از يارانش كه به سخن پرداخت ، « زهير بن قين » بود . وى كه يكى از انسانهاى بىهمتاى جهان بود ، چنين گفت : « اى فرزند رسول خدا سخن تو را شنيديم ، اگر دنيا براى ما باقى مىبود و ما در آن جاويدان بوديم ، قيام به همراه تو را بر اقامت در آن ، ترجيح مىداديم » . ( 4 ) اين سخنان ، شرافت انسان و حركتش در راه خير را نمايان مىسازد . سخنان زهير ، بالاترين اثر خرسندى را در دل ياران امام داشت و از تصميم آنان بر وفادارى نسبت به امام و جانفشانى در راه وى حكايت مىكرد . . .