( 1 ) « هرثمه » به شتاب نزد حضرت حسين عليه السّلام رفت و آنچه را از پدرش شنيده بود براى حضرت بازگفت .
امام عليه السّلام به او فرمود : « تو همراه ما هستى يا بر عليه ما ؟ » .
- « نه همراه تو هستم و نه بر عليه تو ، من خانوادهاى را پشت سر رها كردهام » .
( 2 ) امام او را نصيحت فرمود و به او دستور داد كه از كربلا دور شود تا شاهد مصيبت اهل بيت نباشد و به او گفت : « از اينجا دور شو كه سوگند به آنكه جان حسين در دست اوست ، هر كسى كه امروز نظارگر قتل ما باشد ، به جهنم وارد مىشود » .
« هرثمه » از كربلا گريخت و خبرهاى مربوط به شهادت امام را شنيد « 1 » ، در حالى كه از شهادت در كنار ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله محروم شده بود .
( 3 )
پيوستن انس بن حارث به امام عليه السّلام
صحابى جليل القدر « انس بن حارث » ، به امام پيوست و آنچه را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده بود ، براى امام بازگو نمود كه حضرت فرموده بود : « اين پسرم ( حضرت حسين ) در زمينى كه كربلا ناميده مىشود ، كشته خواهد شد ، پس هر كس از شما او را ببيند ، يارى كند » .
آنگاه انس ، ملازم خدمت امام ماند تا اينكه در خدمت آن حضرت ، به شهادت رسيد . « 2 »
هامش
( 1 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 222 - 223 . وسيلة المآل فى عد مناقب الآل ، ص 179 .
( 2 ) ابن عساكر ، 14 / 223 - 224 .