( 1 ) آنگاه با ياران خود به گفتگو پرداخت و در حالى كه از پيش آمدن مصيبتى جانكاه مطمئن شده بود ، چنين فرمود : « اينجا محل اندوه و گرفتارى است . اينجا مركبهاى ما بر زمين زانو خواهند زد ، اينجا جايگاه فرود آوردن محملها و محل ريخته شدن خونهاى ما مىباشد . . . » .
( 2 ) خاطرات گذشته براى امام زنده شد ، روزى را به ياد آورد كه پدرش امير مؤمنان در سر راهش به صفين ، در آن محل توقف كرده فرموده بود : « اينجا جايگاه فرود آوردن محملها و محل ريخته شدن خونهاى آنان است . . . از آن حضرت دربارهء آن پرسيدند ، فرمود : جمعى از آل محمد ، در اينجا فرود مىآيند . . . » .
( 3 ) دنيا در چشم امام ، ناچيز گشته اميد وى به زندگى قطع شد و يقين دانست كه اعضايش بر خاك اين زمين پاره پاره خواهند شد ، ولى شكيبايى پيشه نمود و در برابر قضا و قدر الهى تسليم گشت .
( 4 ) امام ، با قوت و عزم همراه ياران و اهل بيتش ، به اسكان مخدرات رسالت و بزرگ بانوان وحى پرداخت و براى آنان چادرها را بپاكرد طورى كه چادرهاى اصحاب و چادرهاى اهل بيت از راست و چپ ، دور آنها را گرفته بود .
آنگاه جوانان بنى هاشم براى پايين آوردن ، بانوان از محملها شتافته ، آنان را به خيمههايشان بردند در حالى كه آن بانوان ، دچار رعب و وحشت شده بودند ؛ زيرا احساس كردند كه در اين سرزمين چه خطرهاى هولناكى بر آنان خواهد گذشت .
( 5 )
جايگاه خيمهها
خيمههاى اهل بيت عليهم السّلام در سرزمين پاكى كه آثار آن همچنان تا به امروز