يارانش دستور داد كه خود آغازگر جنگ با آنان نباشد ، آن گونه كه در جنگ جمل به آنها دستور داده بود و اينكه شخصى را كه به جنگ پشت كرده باشد ، نكشند و بر زخمى حمله نكنند و كشتگان را مثله ننمايند و زنان را به هيجان نيندازند و ديگر سفارشهايى كه نمايانگر شرف رهبرى نظامى در اسلام است .
( 1 ) دستههايى از سپاه امام به سوى دستههايى از سپاه معاويه خارج مىشدند و دو طرف ، تمام روز و يا قسمتى از آن را به جنگ مىپرداختند و سپس دست از جنگ مىكشيدند بدون اينكه جنگى عمومى ميان آنها اتفاق بيفتد و امام از اين وضع ، اميدوار بود كه معاويه به صلح و جلوگيرى از خونريزى ، تمايلى پيدا كند .
( 2 ) وضع تا چند روزى از ماه ذيحجه ، بدين منوال گذشت تا اينكه ماه محرم فرا رسيد و آن از ماههايى بود كه در جاهليت و اسلام ، جنگ در آنها حرام بود . دو طرف ، تمام ماه را دست از جنگ كشيدند و براى دو طرف ، فرصتى به دست آمد تا در امنيت با هم ملاقات كنند ؛ زيرا همديگر را امان داده و ميان آنها هيچ جنگى پيش نيامده بود . سفيران صلح نيز ميان آنها به تلاش پرداختند ولى به نتيجهاى دست نيافتند در حالى كه مجادله ميان دو گروه ، سخت بالا گرفته بود و اهل عراق ، مردم شام را به وحدت كلمه و جلوگيرى از خونريزى و بيعت با وصى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و داخل شدن در آنچه مسلمين داخل شده بودند ، دعوت مىكردند و مردم شام ، عراقيها را به خونخواهى عثمان و نپذيرفتن بيعت امام و بازگرداندن امر خلافت به شورايى ميان مسلمين ، فرا مىخواندند .
( 3 ) هنگامى كه ماه محرم به پايان رسيد ، آنها به جنگ پرداختند ولى جنگى عمومى صورت نگرفت بلكه به صورت زدوخوردهاى پراكنده بود كه يك فوج در برابر يك فوج و يك لشكر در برابر يك لشكر به جنگ مىپرداخت .
هر دو گروه از اين جنگ پراكنده ؛ خسته شدند و براى جنگ عمومى عجله
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٧٩