بهرهاى از فتحهايى داشته باشند كه خداوند به مجاهدين عنايت كرده بود ، دانش جامعهشناسى ، تأكيد دارد كه تحول اجتماعى تنها پس از نسلها و نسلها ، صورت مىگيرد و جامعه ، همچنان بر عادتها و سنتهاى خود كه از پدران كسب نموده ، محافظت مىنمايد ، مؤيد آن ، گرفتار شدن جامعهء كوفه به حركات فكرى مخالف اسلام و جنددستگيهاى خطرناك ميان صفوف آن مىباشد كه به برخى از اين جنددستگيها ، اشارهاى مىنماييم :
( 1 ) الف - خوارج : اين عقيده را قاريان و صاحبان پيشانيهاى سياه شده ، در بر گرفتند ، آنگاه كه در صفين ، قرآنها را بالا برند ، آنان ، امام را پس از آنكه معاويه به شكست سختى دچار شده بود بر قبول حكميت مجبور ساختند ، امام ، با ناخرسندى خواست آنان را پذيرا شد و آنها را از مكر و نيرنگ بر حذر داشت ولى تأثيرى در آنان نداشت و بر عقيدهء خود اصرار ورزيدند و وقتى كه برايشان معلوم شد كه به گمراهى دست يازيده بودند ، به سوى امام آمدند و گفتند : ما كافر شديم و توبه نموديم ، تو نيز توبهء خود را آشكار كن و به كفر خويش اعتراف نما ، تا همراه تو باشيم ! ( 2 ) امام عليه السّلام خوددارى نمود ، آنان از آن حضرت جدا شدند و براى خود شعار « لا حكم إلّا للّه » را انتخاب كردند ، در باطل ، غوطهور شدند و در گمراهى فرو رفتند كه امام با آنان به نبرد پرداخت و بسيارى از آنان را نابود ساخت ، ولى باقيماندهء آنها همچنان فعالانه به نشر افكار خود ادامه دادند و نقش مهمى را در تباه ساختن سپاه امام حسن عليه السّلام داشتند تا آنجا كه ناچار به صلح با معاويه شد ، همچنانكه بيشتر افراد سپاهى كه فرزند زياد براى جنگ با امام حسين فرستاد ؛ از خوارج بودند كه نسبت به امام امير المؤمنين عليه السّلام كينهتوز بوده ، كينههاى خود را از فرزندان پاكش در فاجعهء كربلا ابراز كردند و انتقام گرفتند .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 552
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٥٥٢