آنان ، تأثير زيادى در زندگى كوفه داشتند . « ابو عمرو بن علاء » به اهل كوفه مىگويد : « شما پرمدعايى و پررويى انباط را داريد ، ما شخصيّت فارسيان و دورانديشى آنان را داريم » « 1 » .
( 1 ) طبرى روايت مىكند : « مردى از بنى عبس ، مردى از اهل نهاوند را كه نامش « دينار » بود ، اسير كرد ، او با عبسى رفت و آمد داشت و به او هديههايى مىداد ، در روزگار معاويه به كوفه آمد و در ميان مردم ايستاده ، به آنان گفت : اى گروه مردم كوفه ! شما نخستين كسانى هستيد كه بر ما گذشتيد و بهترين مردم بوديد و با آن وضع ، زمان عمر و عثمان را به سر برديد و سپس تغيير كرديد و چهار خصلت در ميان شما سرايت كرد : بخل ، حيله ، خيانت و فقر كه هيچكدام در ميان شما نبوده ، من با شما همراه شدم و ديدم كه اينها در فرزندانتان وجود دارد ، پس دانستم كه از كجا آمدهايد » « 2 » .
( 2 ) « دى بود » ، معتقد است كه دگرگونى اجتماعى و تغيير اخلاق در كوفه ، در زمان پيشين در روزگار معاوية بن ابى سفيان « 3 » پيش آمد و طبيعى است كه انباط ، بخش مهمّى از اين تغيير را سبب شدند .
( 3 )
سريانيها
عنصر چهارمى كه در به وجود آمدن كوفه مشاركت داشت ، « سريانيها » بودند كه پيش از فتح اسلامى ، در عراق منتشر بودند و بسيارى از آنان در اطراف
هامش
( 1 ) البيان و التبين 2 / 106 .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 4 / 135 - 136 .
( 3 ) تاريخ فلسفه در اسلام ، ص 15 - 18 .