نام قبايلى كه در آنها ساكن بودند ، ناميده مىشد « 1 » . شهر ، صورتى كامل از زندگى قبيلهاى شد تا آنجا كه احساس روحيهء قبيلهاى و تعصب براى آن ، به درجهاى بالا رسيد و قبايل براى كسب پيروزى ميان خود ، به رقابت پرداختند ، آن گونه كه در واقعهء جمل پيش آمد ، از اينجا بود كه حالت زندگى جاهلى بر زندگى در كوفه چيره گرديد « 2 » .
( 1 ) « ابن ابى الحديد » در مورد روح قبيلهاى حاكم در كوفه اين گونه براى ما سخن مىگويد : « مردم كوفه در اواخر دوران حضرت على ، قبيلههايى بودند كه هرگاه شخصى از منازل قبيلهاش خارج مىشد و بر منازل قبيلهء ديگر مىگذشت و نام قبيلهء خود را فرياد مىكشيد كه : اى نخع ! اى كنده ! جوانان قبيلهاى كه بر آن گذشته بود ، بر سر او جمع مىشدند و فرياد مىكردند : اى تميمى ! اى ربيعه ! و به سوى آن فريادكننده مىرفتند و او را كتك مىزدند ، او به سوى قبيلهاش مىرفت و آنها را فرا مىخواند ، آنان شمشيرها را مىكشيدند و فتنهاى به پا مىشد » « 3 » .
( 2 ) روحيهء قبيلهاى ، عنصر برجسته در زندگى جامعه كوفه بود كه فرزند سميّه اين پديده را براى دستگيرى حجر و خاموش كردن قيام وى به كار گرفت و برخى از خاندانها را به جان برخى ديگر انداخت و به همين گونه نيز فرزندش ، اين پديده را به كار برد تا حركت مسلم ، هانى و عبد اللّه بن عفيف ازدى را نابود سازد .
( 3 )
فارسيان
در كنار عنصر عربى كه در كوفه ساكن بود ، « عنصر فارسى » نيز وجود
هامش
( 1 ) خطط الكوفة ، ص 18 .
( 2 ) تطور و تجديد در شعر اموى ، ص 80 - 81 .
( 3 ) شرح نهج البلاغه 13 / 167 - 168 .