تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
و كرم وى بهره‌اى به دست آورد . وى در آن قصيده مىگويد :
يا ابا طلحة الجواد اغثنى * بسجال من سيبك المقسوم احى نفسي - فدتك نفسي - فانى * مفلس - قد علمت ذاك - عديم أو تطوع لنا بسلت دقيق * أجره - ان فعلت ذاك - عظيم قد علمتم - فلا تعامس عنى - * ما قضى اللّه فى طعام اليتيم ليس لي غير جرة و اصيص * و كتاب منمنم كالوشوم و كساء أبيعه برغيف * قد رقعنا خروقه بأديم و اكاف اعارنيه نشيط * هو لحاف لكل ضيف كريم « 1 »
« اى ابا طلحه بخشنده ، به دادم برس با بهره‌اى از بخشش قسمت شده‌ات » . « جانم را زنده كن ، جانم فدايت ! كه من مفلسى بىچيزم و تو اين را مىدانى » . « و يا اينكه آرد جو در اختيارمان قرار ده كه اجر آن ، - اگر انجام دهى ، - عظيم است » . « شما مىدانيد كه خداوند در اطعام به يتيم چه فرموده است ، پس از من دريغ مكن » . « من جز كوزه‌اى و ظرف سفالين و كتاب رنگ‌ورورفته‌اى همچون گياهان تازه رسته است ، چيز ديگر ندارم » . « و رواندازى كه آن را با يك گرده نان مىفروشم كه پارگىهايش را با چرم ، وصله زده‌ايم » .
هامش
( 1 ) جاحظ ، الحيوان 5 / 297 .