تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
« و پالان محكمى كه به من عاريه داده‌اند و آن كافى است براى هر ميهمان گرامى » . ( 1 ) مىبينيد كه چگونه ، فقر خواركننده ، اين شاعر را به اين گونه التماس و اظهار خوارى كشانده است اين همان شكل فقر است كه گلوى او را فشرده كه « شوقى ضيف » ، دربارهء اين ابيات ، اين گونه اظهار نظر مىكند : « از اينجاست كه صداى مال ، در قصيدهء اموى بلند شد جوانب بسيارى از آنها را در برگرفت و مطلبى اساسى در زندگى مردم شد ، طبيعى است كه در هنر و شعر آنان نيز ، اساسى باشد . آيا آن ستونى مهم از ستونهاى زندگى نيست ؟ پس چرا ستونى مهم از ستونهاى ساخت هنرى نباشد ، زيرا در كف درياى زندگى پنهان است و در قعر شعر ؛ زيرا شعر تنها تعبيرى از زندگى مىباشد » « 1 » . ( 2 ) زندگى اقتصادى ، تأثيرى عميق و فعال در وجود جامعه دارد و نقشى مهم در جهت‌گيرى جامعه به سوى خير يا شرّ ايفا مىكند و ثابت شده است كه بسيارى از جرايمى كه برخى از مبتلايان در رفتارشان مرتكب مىشوند ، نتيجهء فقر و بينوايى يا حرص و آز آنان براى به دست آوردن ماديات مىباشد ، بسيارى از سپاهيانى كه براى جنگ با حضرت امام حسين عليه السّلام خارج شدند ، هنگامى به اين كار اقدام كردند كه فرزند مرجانه به آنان وعده داد كه حقوقهايى را كه از دولت دريافت مىكردند ، افزايش مىدهد . ( 3 ) به هر حال ، بدى اوضاع اقتصادى در كوفه يكى از علل فعال در ناكام ساختن قيام مسلم و دور ساختن توده‌هاى مردم از او بود ، آنگاه كه فرزند زياد ، اموال را به بزرگان و سرشناسان و ديگر افراد ، به فراوانى بخشيد و آنان به مخالفت
هامش
( 1 ) لتطور و التجدد فى الشعر الاموى ، ص 34 .