اين مسأله ، مسلم را مىترساند ، يا موجب مىشود كه روحيهاش شكسته شود و در برابر وى خاضع گردد ، اما قهرمان خاندان عدنان با اعتماد و عزت نفس تمام گفت : اگر مرا بكشى ، بدتر از تو كسى را كه از من بهتر بود ، كشته است » .
( 1 ) اين سخن كوبنده وى را ضربه زد و تكبرش را در هم شكست ، زيرا مسلم او را به جلادان و آدمكشان از قاتلان آزادگان و مصلحان ، ملحق ساخت ، لذا آن ستمگر بر مسلم فرياد كشيد : « اى فتنه جو ! اى بدكار ! تو بر امام زمانت شورش كردى و وحدت مسلمين را شكستى و فتنه را شعلهور ساختى . . . » .
( 2 ) اين كدام امام است كه مسلم بر او خروج كرده و كدام وحدت مسلمين را به تفرقه كشانده و كدام فتنه را شعلهور نموده است ؟ وى بر ضد همنشين پلنگان و بوزينگان قيام كرده بود تا امّت را از محنتش در روزگار آن حكومت سياه نجات دهد .
( 3 ) مسلم به وى پاسخ داد و گفت : « به خدا سوگند ! معاويه بر اساس اتفاق امّت ، خليفه نبوده است ، بلكه با حيله بر جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيره گشت و خلافت را از وى غصب كرد و فرزندش يزيد نيز چنين است . . . اما فتنه را تو و پدرت زياد از خاندان كافران بد نسب ، روشن كردهايد .
( 4 ) من اميدوارم كه خداوند شهادت را به دست بدترين بندگانش روزى فرمايد كه به خدا سوگند ! من نه مخالفتى كرده و نه كفرى ورزيده و نه تبديلى نمودهام تنها در طاعت فرمانده مؤمنان حسين بن على هستم ، ما به خلافت از معاويه و پسرش و آل زياد ، شايستهتر هستيم » .
( 5 ) اين كلمات ، بر فرزند زياد از مرگ سختتر بود ؛ زيرا واقعيت او را در برابر مأموران و عمّالش روشن ساخت و او را از هر خلق و خوى انسانى جدا كرد و وى را همچون حقيرترين آفريده روى زمين ، نشان داد . آن ناپاك وسيلهاى
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٥٠٦