تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
از مقاومت در برابر مسلم ، ناتوان شده بود . طاغوت ، وى را نكوهش كرد و گفت : « سبحان اللّه ! ما تو را براى يك نفر فرستاديم تا او را نزد ما بياورى ، او اين چنين بخش عظيمى از يارانت را از بين برده است » « 1 » . ( 1 ) اين سرزنش بر فرزند اشعث ، گران آمد لذا به تعريف از فرزند عقيل پرداخت و گفت : « آيا فكر مىكنى كه مرا به سوى بقالى از بقالان كوفه و يا يكى از جرامقه « حيره » فرستاده‌اى « 2 » . در حالى كه مرا به سوى شيرى ژيان و شمشيرى برّان در دست قهرمانى « 3 » با نام ، از خاندان خير الانام فرستاده‌اى » « 4 » . ( 2 ) فرزند زياد ، نيروهاى بيشترى از سپاهيان را به كمك وى فرستاد . آنگاه آن قهرمان بزرگ به نبرد پرداخت ، در حالى كه مىگفت :
اقسمت لا اقتل الا حرّا * و ان رأيت الموت شيئا نكرا أو يخلط البارد سخنا مرا * رد شعاع الشمس فاستقرا كل امرئ يوما يلاقى شرا * اخاف ان اكذب او اغرا « 5 »
« سوگند خورده‌ام كه جز آزاد ، كشته نشوم ، هر چند مرگ را چيزى ناخوشايند ببينم » . « و يا اينكه سردى با گرمى تلخى آميخته شود كه پرتو خورشيد را برگرداند و آرام گيرد » .
هامش
( 1 ) الفتوح 5 / 93 . ( 2 ) مقرم ، مقتل حسين ، ص 159 . ( 3 ) « جرامقه » قومى غير عرب كه در موصل اقامت گزيدند . ( 4 ) الفتوح 5 / 93 - 94 . ( 5 ) طبرى ، تاريخ 5 / 374 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 497 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى