تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
2 - « مسلم بن عوسجه » را فرمانده ربع مذحج ساخت . 3 - « ابو ثمامهء صائدى » را فرمانده قبايل بنى تميم و همدان قرار داد . 4 - « باس بن جعده جدلى » را بر ربع مدينه فرماندهى داد . ( 1 ) آنگاه مسلم با سپاه خويش به سوى قصر فرماندهى حركت كرده آن را محاصره كردند « 1 » در حالى كه فرزند زياد از قصر خارج شده بود تا پس از بازداشت هانى ، براى مردم ، سخنرانى كند . وى به مسجد اعظم رفت و بالاى منبر قرار گرفت سپس روى به يارانش كرد و آنها را در سمت راست و چپ وى در حالى كه گرزهايى در دست داشتند و شمشيرهاى خود را براى محافظت از وى كشيده بودند ، مشاهده كرد ، پريشانىاش آرام گرفت و مردم كوفه را مخاطب قرار داد و گفت : ( 2 ) « اما بعد : اى مردم كوفه ! به طاعت خداوند و پيامبرش و به اطاعت از پيشوايانتان چنگ زنيد و اختلاف نكنيد و متفرق نشويد كه هلاك مىگرديد ، خوار مىشويد ، پشيمانى مىيابيد و مغلوب مىشويد ، پس هيچ كس راهى براى كيفر به سوى خود نگشايد كه هر كس را اخطار كند ، معذور خواهد بود » . هنوز آن ستمگر سخنش را به پايان نبرده بود كه صداى ضجه و فرياد مردم را كه بلند گشته بود شنيد در مورد آن پرسيد ، به وى گفته شد : « حذر كن ، حذر كن ، اين مسلم بن عقيل است كه با همهء كسانى كه با وى بيعت كرده‌اند آمده است » . ( 3 ) اضطراب ، رنگ از چهره‌اش گرفت و لرزه بر همهء اعضايش افتاد . آنگاه ، آن بزدل ، به سوى كاخ شتافت در حالى كه از شدت ترس ، زبان از دهنش بيرون
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 30 .